العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
127
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
منظور فطرت اسلام است فرمود نه پاكدامنى است ما را دوست نمىدارد مگر پاكدامن و دشمن نمىدارد مگر كسى كه مادرش او را از ديگرى حامله شده و به شوهرش نسبت داده بر اسرار و زنان خويشاوند خود نگاه مىكند و از آنها ارث ميبرد چنين كسى هرگز ما را دوست نمىدارد ما را دوست نميدارد مگر كسى كه پاك باشد از هر طايفهاى كه هست . محاسن برقى : عثمان بن عبد اللَّه غلام شريح كندى گفت خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم نصر قاضى و مردى از قبيله بنى كعب از طايفه احمس نيز حضور داشت احاديثى نقل كرد وقتى آن دو نفر خارج شدند عرضكردم فدايت شوم در كوفه عربى و عجمى نمىشناسم كه از اين دو با شما خانواده بيشتر دشمنى داشته باشند فرمود نسب و نژاد صحيح دارند و كسى كه داراى نژاد صحيح باشد اظهار ارادتى نميكند با ما بطورى كه بتوان بر او خورده گرفت . گفت من بكوفه رفتم هر دو نفر را ملاقات كردم اول به نصر گفتم يادت مىآيد احاديثى را كه حضرت صادق ميفرمود . گفت به خدا قسم ما در ذكر خدا و موعظهء نيكو بوديم . آن ديگرى را ديدم به او نيز همين حرف را زدم گفت من چيزى بخاطرم نمىرسد كه از ايشان شنيده باشم . من يكى از آن احاديث را بخاطرش آوردم گفت اين را من از حضرت صادق شنيدهام تو دو مرتبه بازگو ميكنى ؟ به خدا قسم اگر سر مردى از طلا باشد پاهايش از چوب است برو خدا ترا زشت كند « 1 » . محاسن برقى : با همين سند نقل مىكند كه من به حضرت صادق شكايت كردم راجع بخانهاى كه داشتم در قبيله احمس همسايههايش دشمن اهل بيت بودند اما آن مرد از آنها نبود . حضرت صادق فرمود آنهائى كه تو نقل ميكنى داراى نژاد صحيح هستند از ايشان كمك بگير براى استرداد حق خود انجام خواهند داد .
--> ( 1 ) شايد به جهت تقيه اين طور ميگويد ميخواهد تصريح بمقام امام نكند .